دستاوردهای فرهنگی در سطح بین الملل:4-احیای نقش جنبش های آزادی بخش
جان ال اسپوزیتو و جیمزپیسکاتوری معتقدند انقلاب اسلامی بیش ازآنکه به تلاش های انقلابی بینجامد،گرایش های ازپیش موجود در کشورهای مسلمان را تقویت نمود یا بدان آنها شتاب بخشید .جنبش های آزادی بخش ،برآرمان های آزادی ،عدالت اجتماعی ،نفی دخالت قدرت های خارجی وضرورت مدیریت پویا ومنعطف تحولات سیاسی – اجتماعی تاکید داشتند. این مهم به ویژه درجنبش های آزادی بخش اسلامی اهمیت بیشتری یافت ؛ چرا که آنه با سامان دادن نهضت بیداری اسلامی ازپایین وبا تاکیدبرنقش ملت ها وقبول مسئولیت پذیری براحساس مردم محوری،مرزهای ظاهری را در هم شکستند.
به سخنی دیگر،با وقوع انقلاب اسلامی ایران نهضت بیداری اسلامی جان تازه ای گرفت .به واقع درپی الگوبرداری مسلمانان ازاین انقلاب وبا اعتماد به نفسی که روزگاری پشتوانه تمدن بزرگ اسلامی بود،تجدید حیات اسلامی درجهان رخ داد؛تجدید حیاتی که پیامدهای گوناگونی رابرای جنبش های اسلامی به ارمغان آورد.با مطرح شدن این نکته که اسلام بهترین راه مبارزه علیه ظلم و ستم است،اندیشه های غیر مذهبی بویژه ناسیونالیسم،لیبرالیسم و کمونیسم از سوی مسلمانان کنار نهاده شدند.این در حالی است که برای چند دهه،مشی حرکت های انقلابی اغلب در اختیار گروه های مارکسیستی بود.به هر روی انقلاب اسلامی ،تاکیدی بر سه بعدسیاسی ایلام بود و از آن در برخی از کشورها،سازمان های مخفی شکل گرفت و مبارزه مسلحانه بر پایه اسلام ساماندهی شد.
علاقه جنبش گران مسلمان به ایجاد حکومت اسلامی بر مبنای الگوبرداری از انقلاب ایران،به شکل های مختلف بروز یافته است:برخی از گروه های اسلامی در جهان تسنن و تشیع ،از مخالفت با دولتهای نامشروع هراسی ندارند و به احادیثی نیز که اطاعت از حاکم ناعادل اسلامی را در هر شرایط لازم دانسته،چندان وقعی نمی نهند،بلکه تنها خواهان استقرار حکومت اسلامی در کشورشان هستند.برخی از این گروه ها در اساس نامه و یا در اعلامیه های خود این موضوع را مطرح کرده اند.
دستاوردهای انقلاب اسلامی در سطح نظام بین الملل:دستاوردهای سیاسی:تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر راهبرد قدرت های بزرگ
انقلاب اسلامی در کشوری رخ داد که ژاندارم آمریکا در منطقه خاورنامه بود و به عنوان یکی از ستون های دکترین دو پایه ای نیکسون شناخته می شد.به بیانی دیگر،این انقلاب در کشوری روی داد که می بایست در مقابل حرکت های ضد غربی در منطقه واکنش نشان می داد،اما خود به کشوری ضد غربی بدل شد.از سویی ایران پس از انقلاب از پیمان سنتو که در راستای اهداف غرب بسته شده بود ،خارج شد.بنابراین با وقوع چنین تحولی در ایران وایجاد خلا قدرت در منطقه،راهبردهای منطقه ای ابر قدرت های جهان نیز تغییر یافت.آنچه در تغییر استراتژی های دو ابر قدرت تاثیر بسزایی داشت،وقوع انقلاب اسلامی در منطقه ای بود که اغلب کشورهای آن از نظر بافت جمعیتی و دیدگاه ها فرهنگی و دینی ، به ایران نزدیک بودند.نکته ای که در غرب و شرق را از وقوع تحولات مشابه انقلاب ایران ،سخت به هراس افکند.
بنابراین تاثیر رویداد انقلاب اسلامی ایران بر جنبش های اسلامی و همچنین طرح نظریه های جدید درباره ی حکومت و سیاست،هر دو ابر قدرت را برآن داشت تا برای حفظ منافع خود در خاورمیانه به مهار انقلاب ایران بپردازد و از هرسو آن را محدود کنند.مهم ترین این اقدامات تحریک صدام،دیکتاتور سابق عراق برای حمله به ایران و سپس کمک ها نظامی و عادی فروان به او بود.
اندیشه انقلاب اسلامی از یک سو خطر بیشتری را برای شوروی ایجاد نمود؛چرا که اندیشه
انقلابی ایران به رغم کنترل شدید سازمان های امنیتی،بر جمهوری های مسلمان نشین اتحاد جماهیر شوروی تاثیر گذارد و بدین رو احتمال وقوع برخی مشکلات در این جمهوری ها بسیار بیشتر شد.این امر سبب گردید رهبران اتحاد جماهیر شوروی راهبردهایی را برای مقابله با انقلاب به کار گیرند.بنابراین در مبارزه با ایدئولوژی انقلاب ایران،هر دو ابر قدرت به باروری مشترک رسیدند و آن مهار انقلاب به هر شکل ممکن بود.
بسم الله الرحمن الرحیم